ღღدریــــاے آســــمـــانღღ
♥دلم با تو انگار دریایی از مهربانیست!♥
کـاش وَقـتهـ ـایِ تــَنهـ ـایی، عشق تو سال قبل گوشه ای از این دنیا در یک صبح زمستانی روی نیمکتی چوبی دستانم در دستانت بود! بیخیال هر چه غصه و غم راستی یادت هست زمزمه هایمان را: برای هر روز یک بوسه... هی ... دلم خوش بود به بودنت، ماندنت..... اما چه ساده؛ چه بی رحمانه بودنت را از من گرفتی لعنت بر این روز!!!! پ.ن:این پست مخاطب خاص داره.... مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام،،، "دوســـتـــــت دارم" و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد..... خيلي وقت است مي بيني !؟ . . همه را می رانم آشکار خواهم گفت:به تو پیغام دهند عمر من باقی نیست بر گرفته از وبلاگ: اگر بخوای میتونی ...حتی با یه دنیا فاصله دعوت قاصدک ها برای توست شمع بودم و سردی اشک های آغاز زندگی ام گواه سوختن در این دیار سکوت بود . . . چه اهمیت دارد که من چند ساله میشوم ؟ من تولد یافته ی روز های سپیدم لبخند می زنم و می چرخم ، تمام هوای زندگی تمام دست های آسمان ، تمام غزل ها را نفس می کشم من خودم را پیدا می کنم حتی یک روز مانده به غروبم . . . با اشک های معاصرم پیمان می بندم تولد دوباره ام ستاره ترین ماه شب باشد . . . ♥۲۱ آذر تولدمـ ـ مبارکـ ــ ♥ بگذار برای چند لحظه تنهابه خودم فکر کنم تنها به این منی که دیگر هویت در چشمانش موج نمی زند میدونین امروز چه روزیه؟؟؟ تَبَلّودِ آلما جوووونمه دیگه...!!! آلما مهربوونم،امروز با شکوهترين روز هستيست روزي که آفريدگار تو را به جهان هديه داد و من ميترسم به تو تبريکي بگويم که شايسته تو نباشد به زمين خوش آمدي فرشته ي مهر و زيبايي تولدت مبارک!!!! گاو و الاغ و اردک فیل و بز و مارمولک سوسک و سگ و ۱۰۰تا کک نهنگ و غاز و لک لک همگی میگن ورووجک تولدت مبارک!!!!!!! آلما گلی اینم هدیه ات.... هزاران بار خدا را شکر که چنین روزی را آفرید تا باغ جهان نظاره گر شکفتن گلی چون تو باشد . . . سالروز شکفتنت مبارک . . . تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریهی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه، رو لبا پر خندس تولد مبارک!!!! تولدت مبارک آلما جوووووووووونمممممم!!!!! روزگار ... نبودنت را برایم دیکته می کند!... و نمره ی من باز می شود صفر !... هنـــــــــوز ... نبودنت را یاد نگرفته ام ! جایزه ی بهترین بازیگر... می رسد به بالش من! که هر شب نقش تو را... عالی بازی می کند...
چه ساده لوحانه ... چشم انتظار دلتنگی تو می نشینم! فراموش می کنم هی! اگر دل تو قرار بود تنگ من شود هیچ وقت نمی رفتی... چه سخت... هم پاییز باشد... هم ابر باشد... هم باران باشد... هم خیابانِ خیس باشد... اما... نه تو باشی... نه دستی برای فشردن باشد!... نه پایی برای قدم زدن باشد و نه نگاهی برای زل زدن... خاطره ی آن همه شب های بارانی از یاد میرود... این است حکایت آدم ها... فراموشی!!!!!! وقتی تنهاییم، دنبال دوست می گردیم پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش می گردیم وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم و همچنان تنها می مانیم هیچ چیز آسانتر از قلب نمی شکند!!!!! می پسندم پاییز را عاشق پاییزم!!! عاشق بارونش! عاشق رنگ برگ هاش! عاشق رفتن دوباره به مدرسه بعد از یه تابستون خسته کننده! عاشق اون آسمون دلگیر و ابریش! خیلی خوشحالم که تو پاییز(آذر ماه)به دنیا اومدم! نمیدونم چرا بعضیا پاییز و با تمام سلول های بدنم به این جمله اعتقاد دارم: پاییز پادشاه فصل هاست! تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه ها با من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند و چشمانم ......... که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگیند!!! خیلی خسته! به من جایی بدهید؛ می خواهم بخوابم! یک تختِ خالی! یک دنیایِ خالی! یک قلبِ خالی...!!! چه سخته دلهره ی همیشه باور اینکه شاید تقدیر تو سقوطه... فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف میشکند بازارش بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که از کوچه معشوقه ی ما میگذری برحذر باش که سر میشکند دیوارش آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل جانب عشق عزیز است فرو مگذارش صوفی سرکش ازین دست که کج کرد کلاه به دو جام دگر آشفته شود دستارش چشم حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود ناز پرورد وصال است مجو آزارش برای بهترینم که در سفره در تو راه می افتم بدرود را نگفته برای سلام تــــــــو *** امیدوارم سفر خوبی داشته باشی. میدونی که دلم خیلی برات تنگ میشه!!! دست هایم خالیست رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیالت دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سرنکشد و ز سر پیمان نرود هرچه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و ز دل من آن نرود آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذورست درد دارد چه کند کز پی درمان نرود هر که خواهد چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد و ز پی ایشان نرود!!!! تقدیم به دوست عزیزم،یار دبستانیم: E.J !!! به تــــو می انديشم پرنده پرواز نمی خواست؛ به دست هایی که پرش می داد عاشق بود...!!! ************************************* باشه لیلی پاییزی هرجور تو بخوای. خییللللللللیییییی معمولی نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود! نگاه کن؛ تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن؛ تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها،ز ابرها،بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها به راه پر ستاره می کشانی ام فراتر از ستاره می نشانی ام نگاه کن؛ من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین برکه های شب شدم چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه های آسمان کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده ام به کهکشان،به بیکران،به جاودان کنون که آمدیم تا به اوجها مرا بشوی با شراب موجها مرا بپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیرپا مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره ها جدا مکن نگاه کن که موم شب به راه ما چگونه قطره قطره آب می شود صراحی سیاه دیدگان من به لای لای گرم تو لبالب از شراب خواب می شود به روی گاهواره های شعر من نگاه کن؛ تو میدمی و آفتاب می شود!!! فروغ فرخزاد
یــِکی از تو سایـه مـ ـی اومَد و مـِثلِ پــِسَرخالــه میگــُفـت:
نــ ـون بـــِگیرَم؟!
نـَـ ـفت بـــِگیرَم؟!
دِلــِ ـت گــِـرِفتِه؟!
مَنــَـ ـــم مــیگــُــفتــَم:"آره"
بَعد فــَقــَط مینــِشَست کِنارَم و سکوت میکــَرد...
مَنــَ ــم مِثلِ کــُـــلاه قِرمِزی سَرَمو میزاشتـــَ ـــم رو زانوش!
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زیبا بود
امّا
... شوخی بود !
... ... حالا . . .
تو بی تقصیری !
خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی
تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است. . .
مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با
یــک جمـــــلـــه
یـــک لبـــــخـنـــد،،،
بــه بــازی میـــــگیــــری... ... ...
مــــــیگـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت، شـــیطنـــت هــــایت
و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم
مــــــیگویند ســــادهام!!!!
اما تـــــو این را بــــاور نکن
مــــــــن فـــــقــــــط
همیـــــــــن!!!!
هُرم هيچ نگاهي آتشم نمي زند
حتي ...
نگاهي که رنگي از تو دارد...
شايد ، فراموشت کرده ام ....
.
شايد!!!!
وتو را می خوانم
تو که آغاز گر فصل حیات دلمی
تو که مفهوم غزلهای منی
تو که تکرار سکوت شبمی
من تو را میخوانم
وتو را می یابم
به نسیم.به بهار٬ به شکوفه ٫باران
که دلم تنگ تو است
طاقتش طاق شده است
روز وشبهای من اینجا همچون
رنگ چشمان تو است
و همه می دانند
که دلم بی تاب است
بار سنگین فراقت اینجا
روی این شانه بی طاقت من
چقدر درد عجیبی دارد
و تو سوگند بخور
به شکوفه ٫به بهار
به همان شبنم اشکی که از این دیده چکید
که به این زودی زود
از سفر می آیی
چند روزی بیشتر
به همه خواهم گفت:
به تو گویند
که چشمم به در خانه توست
تا که شاید ز سفر باز ایی
به تو گویند
که اینجا ماندم
و به یادت رنج را می خواندم
به همه خواهم گفت:
به تو گویند
در این تلخ سرا
همه قافیه ها و نثرها
در پس دفتر دلتنگی من
به قلم جان دادند
به همه خواهم گفت:
به تو گویند
که من دوستت می دارم
ولی افسوس فراق
قاتل وصل برای ما شد
و به ما وقت نداد
تا که فرجام ببخشیم به این دلتنگی
وبگوییم به هم
که سفر هیچ نکرده ست با ما
و تو آغازگر فصل حیات دلمی
ومن آن منتظرم
که به دور از تو در این تنهایی
من فغان سر دادم
و به دور از تو به امید وصال
من تو را می خواندم....
،خنده طعم لبهایش نیست ،حتی غمگین هم نیست ....
گوش کن و برای چند لحظه هم که شده با قرص هایت مرا دعوت به خواب نکن!!!
دلم می خواهد گوشه ای بنشینم و با صدای بلند بخندم و هیچ کس به دیوانگی ام افسوس نخورد
دلم می خواهد حرف بزنم بدون آنکه تجزیه و تحلیل شوم
دلم می خواهد ساعت ها بر سر سجاده ام بنشینم وبا خدا آواز بخوانم!!
افسوس، نمی دانم هر چه که فکرش را می کنی یا نمی کنی ، نگاهم نکنند....
دلم می خواهد تمام دنیا را با فریادم پر کنم بدون آنکه کسی ازم بپرسد : چته؟ چی می خوای؟
دلم می خواهد تمام آدمها را در آغوش بگیرم بدون آنکه دلیلی برایشان بیاورم...
دلم می خواهد در این میلیارد آدمها در جهان ساده ترین سایه دنیا شوم دلم می خواهد تنها " من" باشم!!!!
نه آنچه که کتابهای تو می گوید یا تو با فلسفه هایت می بافی....
بگذار صادقانه بگویم :
این روزها دیگر کودکانه به چشمان حامی گونه ات ایمان ندارم
نمی دانی چقدر منتظر این کلمه ام.
تو بیایی بی هیچ مقدمه ای روبرویم بنشینی و بی آنکه ارامش لحظه ها بهم بریزد به من بگویی "سلام" و من عطر ماندنت را به تمام روزهای نبودنت بیاویزم و لبخند بزنم.
بی شک تمام قصیده ها از همین کلمه سرچشمه گرفته اند. از لطافت یک دیدار... از به سر آمدن یک انتظار طولانی با یک لبخند .... از بی مقدمه خندیدن ها .....
نمی دانی چقدر خسته ام از این دل به خاطره های دور سپردن ، از این بی هوا گریستن ها....نمی دانی....
کاش این روزها می فهمیدی که وقتی می گویم بفهم !!!!!!!
یعنی دستاهام رو بگیر
و سکوت کن
و من مثل روزهای دیوانگی م
از اشک شروع کنم و به لبخند برسم ...
هان؟
یادم آمد...
...
تو همانی که روزی با پاهایت آمدی
و نماندی و رفتی!!!
و من...
من همانم
که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم !
![]()
![]()
![]()
![]()













لبخند زدي و آسمان آبي شد
شبهاي قشنگ عشق مهتابي شد
پروانه پس از تولد زيبايت
تا آخر عمر غرق بي تابي شد !!!!































حماقت محض است
دلتنگِ کـسی باشی؛
که دلش با تـو نیست!

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن ،
در جاده ای كه در آن هيج بادی نمی وزد ...!

که معافم می کند
از پنهان کردن دردی
که در صدایم می پیچد
اشکی
که در نگاهم می چرخد؛
آخر،همه می دانند:
سرما خورده ام؛همین!مرگ هر چیز معنی میکنن؟؟؟![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ![]()
![]()

و به اندازه ی تمام خیابانها , خیس خواهم شد ,
از بارانی که قرارمان بود ...
برای روزهایم , نقشه ای ندارم که بر باد رود ...
بر باد , همین لحظه هاییست که بی تو
خاطره خواهد شد!![]()

از اولین دقیقه دلم تـنگ می شود![]()
![]()
![]()

و درونم سرشار...
پرم از آرزوهای پوشالی
و دلم خوش است به خواب شیرین شب بو
و رهایی گیسوان بید در دستان وحشی باد...
و چه زیباست،
پشت پا زدن به آن هایی که تو را رنجاندند!
و چه خوب است،
گاه گاهی دروغ بگویی به دلت
و نگذاری که بداند،
بی نهایت تنهاست...!!!![]()
![]()
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم اف ف سالمه یا نه
صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده، واستادم دم جاده با پیت بنزین یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی، یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باهاش خودمو آتیش بزنم
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!
ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خستهای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم
به مامانم میگم قوری کجاست؟ میگه میخوای چای بخوری؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پـ ن پـ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم میخوام
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . . پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده میگه: اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس
ماشین رو بردم سرویس، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فـــلتر هوا؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمیچسبید گفتن بیای باهم بخوریم
داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟ چیزی پرید تو گلوت؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهیاس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم
کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبحونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون
خواهرم از بیرون میاد خونه... میبینه پشت سیستمم... میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!
میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم
نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ لپتاپ جدیدمه طرح بربری تولید شده
تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای سراپا همه خوبـــی
تک و تنهـــا به تو می انديشم
همـه وقت
همـه جا
من به هر حال که باشم به تـــو می انديشم
تـــو بدان اين را تنها تـــو بدان!
تـــو بيا
تـــو بمان با من . تنها تـــو بمان
جای مهتـــاب به تاريکی شبها تـــو بتاب
من فدای تــــو... به جای همه گلها تـــو بخند
اينک اين من که به پای تـــو درافتادم باز
ريسمانی کن از اين موی بلند
تـــو بگير
تـــو ببند
تـــو بخواه
پاسخ چلچله ها را تـــو بگو
قصه ابر هوا را تـــو بخوان
تو بمان با من تنهــــا تو بمان
در دل ساغر هستی تــــو بجوش
من همين يک نفس از جرعه جانم باقی است
اخرين جرعه اين جام تهـــی را تـــو بنوش![]()

![]()
![]()
![]()
| Design By : Mihantheme |























